ازدواج به دلایل اشتباه

وقتی بنا بر دلایلی نادرست به ازدواج تن می‌دهیم, در واقع در مسیری حرکت می‌کنیم که پایان آن به رابطه سالم و رضایت‌بخش ختم نمی‌شود. این مسئله ممکن است دلایل مختلفی داشته باشد که ما در اینجا به هفت مورد اصلی در آن اشاره می کنیم و سپس تک تک آنها می پردازیم.
۱. زیر فشار بودند (سن و سال خانواده, دوستان و غیره)
۲. تنهایی و درماندگی
۳. گرایش جنسی
۴. بی توجهی به زندگی خود
۵. اجتناب از بالغ شدن
۶. احساس گناه
۷. پر کردن خلأهای عاطفی و روحی

برای مشاهده تالار عروسی اینجا کلیک کنید.


۱. زیر فشار بودن
آیا بیشتر دوستانتان ازدواج کرده اند, اما شما هنوز مجرد هستید؟ آیا بالای ۳۰ سال سن دارید و هنوز ازدواج نکرده اید؟ آیا آخرین فرد خانواده تان هستید که هنوز ازدواج نکرده است؟ آیا به تازگی طلاق گرفته اید؟ 
اگر به پرسش های بالا جواب مثبت داده اید, به احتمال زیاد با معنای زیر فشار بودن آشنا هستید. این فشار است که دوستان, خانواده, جامعه برنامه‌ریزی خودتان را به شما تحمیل می‌کند و این پیام را به شما می دهد که باید ازدواج کنیم و اگر با کسی ارتباط نداشته باشیم, بی‌شک مشکلی داری. وقتی تاثیرات عوامل بیرونی یا عوامل درونی را احساس کنید, ممکن است درگیر ارتباط شویم به طور طبیعی هرگز انتخاب نمی‌کردیم.
فشار سن و سال شامل چنین نگرشی است که اگر به سن معینی رسیده اید ولی هنوز به طور جدی با کسی ارتباط ندارید, پس طبیعی نیستید. البته مفهوم سن از شخصی به شخص دیگر فرق میکند. از این موضوع آگاه باشید یا نباشید, احتمال زیاد سنی را مد نظر دارید که باتوجه به آن تصور می‌کنید تا حالا می‌بایست ازدواج میکردید یا در یک ارتباط پایدار قرار می گرفتید ه زنی که مد نظر دارید ممکن است ناشی از صحبت‌های باشد که اعضای خانواده در طول بزرگ شدنشان مطرح می‌کردند, سنی که برادرها به خواهر های تان ازدواج کردند, یا تصور این که در آن سن فرد برای ازدواج آماده است.
این فشارها که از طرف خانواده و دوستان باشد و چه از حس درونی خودتان پیش گرفته باشد, نتیجه یکسان است. شما ممکن است فقط برای اینکه با کسی ارتباط داشته باشید, معیارهایی را برای انتخاب فرد مناسب و قابل قبول تعیین کرده اید, نادیده بگیرید.
برخی اشخاص نسبت به نظریات خانواده و دوستانشان خیلی آسیب پذیر هستند تحت تاثیر همین فشارها به ارتباطی تن می‌دهند که موجب شادی و رضایت آنها نیست. اگر عزت نفس قوی نداشته باشید, اگر به شدت تحت تاثیر اعضای خانواده‌تان قرار گیرید ممکن است وارد ارتباطی شوید فقط چون دیگران چنین نظری دارند, آیا خودتان به راستی می خواهید چنین ارتباطی داشته باشید؟
وقتی تصمیم می گیرید به دلیل فشاری که از طرف خودتان یا دیگران بر شما وارد می شود, نه چون فردی مناسب است با او ارتباط برقرار کنید, قدرت خود را تضعیف می کنید و پایانی ناامید کننده به زندگی عاطفی خود می دهید. اگر اغلب در چنین شرایطی بوده اید یا هم اکنون نیز قرار دارید, ازخودتان بپرسید چه می‌خواهید و چه نیازی دارید و اولویت نخست را به جای آن که دیگران میخواهند به خواسته ها و نیازهای خودتان بدهید.
۲ تنهایی و درماندگی
وقتی احساس تنهایی و درماندگی می کنید, احتمال اینکه انتخاب عشقی ضعیفی بکنید افزایش می یابد و در نهایت به ازدواج تن می دهید که برای شما ارضا کننده نیست. همه ما تنهایی را تجربه کردیم دوره‌های در زندگی مان بوده است که از لحاظ هیجانی آنقدر احساس خلأ می کردیم که فقط می خواستیم به کسی عشق ورزید و آن فرد می تواند هر کسی باشد و فرقی نمی‌کرد. اما متاسفانه ارتباطی که بر مبنای تنهایی و درماندگی شکل بگیرد, میتواند پایانی آسیب‌زا داشته باشد.

ازدواج به دلایل اشتباه


اگر احساس می‌کنید که به آسیب پذیری هیجانی خود اجازه داده اید در انتخاب شما تاثیر بگذارد وارد ارتباطی ناخوشایند شده‌اید, باید بدانید که ازدواج شاد و رضایت بخش فقط به تصمیم خود شما بستگی دارد. راه حل برای شما این است که خودتان انتخاب کننده باشید. فقط چون احساس می کنید, دورانی سخت و دشوار است, سطح معیارهای خود را پایین نیاورید. شما فروشگاه نیستید که اجناس قدیمی خود را حراج می کنند, بلکه انسانی ارزشمند و دوست داشتنی هستید که شایسته ازدواج مطلوب است, نه فقط ارتباطی که تصور می کنید می توانید به دست آورید.
۳ گرایش جنسی
آیا تا اکنون آنقدر گرایش جنسی تان شدید بوده است که فردی بیشتر از آنچه به راستی علاقه‌مند بوده‌اید, کشش پیدا کنید؟ آیا تاکنون فقط برای اینکه رابطه جنسی خود را با کسی از دست ندهید, برخی از خصوصیات او را که دوست نداشته اید, نادیده گرفته اید؟
اگر شما فقط برای داشتن ارتباط جنسی وارد ارتباط و در نهایت زندگی مشترک شوید که به طور طبیعی هرگز به آن تن نمی دادید, در نهایت با این حقیقت رو به رو شد میشوید که این ازدواج آنچه می خواهید نیست و باید بپذیرید که گرفتار شهوت جنسی شده اید. چقدر تاسف آور. چقدر تحقیر آمیز است. اما خیلی متداول.
اشخاصی هستند که فقط برای رابطه جنسی و صمیمیت جسمانی ازدواج کرده‌اند. وقتی چنین فشاری را در خود احساس کنید,  فقط می‌خواهید با کسی ارتباط برقرار کنید و خودتان را متقاعد سازید که کار درستی انجام می دهید و بدین طریق اولویت ها و ارزشهای اصلی تان را نادیده میگیرید.
نکته مهم در این مورد وجود دارد. موضوع این نیست که چون به کسی گرایش جنسی دارید با او ازدواج نکنید, بلکه باید مراقب باشید گرفتار کوری شهوت نشوید. مشکل گرایش جنسی این است که شاید هیچ کششی نسبت به کسی که با او ازدواج می کنید نداشته باشید. شما فقط می خواهید با کسی باشید.
۴ بی توجهی به زندگی خود
آیا تاکنون فکر کرده اید که عاشق بودن, چقدر می تواند تمرکز شما را از دیگر کارها منحرف کند؟ شما فقط در این فکر هستید که طرف مقابل چه احساسی دارد, چه نیازی دارد, چه چیزهایی موجب خوشحالی اش می شود, رفتارتان چه تاثیری در او میگذارد و غیره. پس جای تعجب نیست که ما اغلب درگیر ارتباط می‌شویم نه به این دلیل که فرد مناسبی را یافته ایم، بلکه فقط بهانه‌ای است تا از زندگی خودمان اجتناب کنیم.
آیا برای اجتناب از زندگی شخصی خودتان, ارتباط برقرار می کنید؟ عبارت زیر را بخوانید و ببینید آیا در زمان حال یا در گذشته در مورد شما صدق می کنند یا نه.
پیشینه ای از ارتباط های ناخوشایند دارم.
نمی توانم مدت زیادی را بدون ارتباط سپری کنم.
حیطه های زیادی در زندگی هم وجود دارد که من در آنها آنطور که دوست دارم عمل نمی کنم.
اگر برخی از جملات بالا در مورد شما صدق می کند, ممکن است از رابطه برای اجتناب از مسائل زندگی خودتان استفاده کنید. آنچه تصور می کنید وسواس به عشق است, می توانند شکل اعتیاد به خود بگیرد,  بدین معنا که با خودتان و مشکلات تان روبرو نشوید. در کل, اگر به کسی عشق می ورزید و تمام مدت تلاش می کنید تا او را خوشحال و نیازهایش را برطرف کنید, دیگر زمانی برای رفع نیازهای خودتان یا تحقق بخشیدن به رویاهای تان نخواهید داشت.
برخی اشخاص درگیر رابطه می‌شوند چون از فقدان شور و هیجان بی هدفی در زندگی شان خسته شده‌اند و به جای اینکه به درون خود رجوع کنند تا ببینند چرا اینگونه عمل می کنند, درگیر روابط عاطفی ناکارآمد می‌شوند و آنها را هدف زندگی خود میسازند. چنین رابطه هایی هرگز کارایی ندارند چون شما عاشق آن فرد نیستید, بلکه عاشق اجتناب از مسائل اصلی زندگی خودتان هستید و وقتی ارتباط پایان یابد, دوباره با خودتان تنها می‌مانید.
اگر احساس میکنید برای اجتناب از رویارویی با مسائل دیگر زندگی تان وارد ارتباط با کسی می شوید, سعی کنید روزه ارتباط بگیرید. در ابتدا ممکن است دشوار باشد اما شما را وادار خواهد کرد با همه مسائل زندگی تان که از آنها اجتناب می‌کنید روبرو شوید.
۵ اجتناب از بالغ شدن
برخی اشخاص ارتباط برقرار می‌کنند نه به این دلیل که برای مشارکت فضای زندگی خود را دیگری آماده هستند, بلکه چون می‌خواهند کسی از آنها مراقبت کند. این مردان و زنان می‌کوشند از بالغ شدن اجتناب کنند. از اینرو فردی را انتخاب می‌کنند که نقش پدر یا مادر را برای آنها بازی کند. چنین ارتباط هایی در مسیر آموختن و رشد کردن با یکدیگر قرار ندارد, بلکه شکلی از وابستگی است. شما ممکن است در چنین رابطه هایی باشید اگر:
تفاوت سنی فاحشی بین شما و همسرتان وجود دارد.
تفاوت های زیادی در موفقیت مالی و حرفه‌ای شما و همسرتان وجود دارد.
تفاوت زیادی در سطح تجربه زندگی شما و همسرتان وجود دارد.
یکی از طرفین همیشه برای کسب کمک و توصیه, به دیگری متکی است.
در چنین ارتباطی خودتان را متقاعد کنید که عاشق هستید, در حالی که در واقع جایگزینی برای مادر یا پدرتان پیدا کرده اید.
البته همه رابطه ها خوب معیاری از التیام بخشی را در مسیر پویایی خودشان دارند و زمان‌هایی هست که زن برای همسرش نقشه مادر و مرد برای همسرش نقش پدر را بازی میکند, اما اگر بیشتر اوقات چنین نقشه هایی به خود بگیرید و زندگی مشترک برای ماندن در حالت بچه گانه یا عدم مسئولیت پذیری استفاده می کنید.

ازدواج


۶.احساس گناه
آیا تاکنون به ارتباطی ادامه داده‌اید چون نمی خواستید با ترک کردن طرف مقابل احساساتش را جریحه دار کنید؟ آیا تاکنون به ارتباطی بیشتر از حد معمول ادامه داده اید چون میترسیدید با ترک کردن نامزدتان به آسیب بزنید؟ آیا تاکنون با کسی ارتباط داشته اید که عشق و علاقه فقط از طرف او بوده, نه از طرف شما, اما برای قطع ارتباط احساس گناه می کردید؟
اگر به سوالات بالا جواب مثبت داده اید, دلیل نادرست ششم یعنی احساس گناه را درک می کنید. احساس گناه ممکن است انگیزه عجیبی برای برقراری و ادامه ارتباط باشد. اما همیشه بهروز میکنند. شما به خودتان می گویید که این احساس همان عشق است, اما در واقع حس همدردی است، یا در شکل شدیدتر, حالتی از تاسف است. شما در شرایط رمانتیک باقی می مانید نه چون خواهان آن هستید, بلکه چون از آنچه ممکن است بعد از ترک طرف مقابل رخ دهد, هراس دارید. شما زندانی احساس گناه هستید.
حالا بیایید ببینیم آیا احساس گناه زندگی عاطفی و عشقی شما را کنترل می‌کند؟ جملات زیر را بخوانید و توجه کنید که چه تعداد از آنها در گذشته یا حال در مورد شما صدق می کند.
شما به سختی می‌توانید به دیگران جواب منفی بدهید, به ویژه کسانی که دوستشان دارید.
شما در خانواده‌ای نابسامان بزرگ شده‌اید که به احساستان توجه نمی‌شود.
شما با این احساس بزرگ شدید که مسئول خوشحال کردن دیگران هستید.
به سختی می‌توانید نیازهای خودتان را بشناسید و به راحتی نمی‌توانید نیازهای خود را برای کسانی که دوستشان دارید بیان کنید.
از اینکه فردی احساسی و فداکار هستید به خودتان میبالید و اگر کسی به شما برچسب خود را بزنند آزرده می شوید.
از این که احساسات دیگران را جریحه دار کنید می ترسید و تلاش می کنید تا با حرف و عمل تان به کسانی که دوستشان دارید, آزار نرسانید.
از زمان و پول خود خیلی راحت تر برای دیگران مایه می گذاریم تا برای خودتان.
اگر احساس کنید نظری که می‌دهید موجب ناراحتی کسی می‌شود از بیان آن خودداری می کنید.
حتی اگر تنها با برخی از جملات بالا موافق باشید, به احتمال زیاد مانند بیشتر اشخاص تحت تاثیر همان مقدار احساس گناه هستید. اگر بیش از ۴ مورد درباره شما صحبت کنند, ممکن است گرایش داشته باشید که به احساس گناه اجازه دهید در انتخاب های عاطفیتان تاثیر بگذارد. اگر تقریباً همه موارد بالا در مورد شما صدق می کنند, به حجم بنا به دلایلی اشتباه عاشق میشوید.
اگر در گذشته زندانی احساس گناه بوده اید یا اکنون در ارتباط هستید فقط چون از رها کردن آن احساس گناه می کنید, در این باره فکر کنید وقتی تصمیم بگیرید به دلیل احساس گناه با کسی ارتباط داشته باشید, نه به دلیل عشق, و خودتان را بی ارزش کرده اید.
۷. پر کردن خلأهای عاطفی و روحی
همه ما در این دنیا سعی می‌کنیم ارتباطمان را با خالق هستی درک کنیم و مشتاقیم احساس کنیم بخشی از آن هستیم, جدا از آن به این حالت اشتیاق روحی می گویند، یعنی می‌خواهیم به نحوی با قدرتی متعالی تر پیوند برقرار کنیم.
نکته جالب درباره عشق این است که عشق می تواند بیشتر از هر چیزی در این جهان شما را سرشار از شادی و احساس تعلق کنند تا بدین طریق اشتیاق و تشنگی تان را ارضا کنید. عشق به زندگی شما معنا می دهد و به هر آنچه انجام می دهید هدف می بخشد. با وجود این وقتی موهبت عشق را برای پر کردن خلأهای عاطفی و روحی خود به کار گیریم می‌تواند خطرناک باشد چون شما باید بیاموزید این خلأها را خودتان پر کنید نه دیگری.
ازدواج و ارتباط سالم به هر دو همسر درکی متعالی از شکوه و اسرار جهان می دهد و درها را به سوی رشد معنوی و روحی تان می گشاید.
همچنین می توانند به هر فرد کمک کنند آسیب های دوران کودکی خود را التیام ببخشد و از طریق احساسی عشق و پذیرش از جانب همسر خود, عزت نفس را تقویت کند, اما وقتی با خلاهای عاطفی و روحی شدیدی وارد زندگی مشترک شوید, خطر ایجاد درد و رنج را برای خود و همسرتان به وجود می آورید.