اشتباه در انتخاب همسر

شش اشتباه بزرگ که در شروع ارتباط مرتکب می شویم:
اگر در شروع ارتباط توجه بیشتری داشته باشیم, میتوانیم از بیشتر آسیب‌ها, رنجش ها و ناامیدی های که در عشق و ازدواج دچار می شویم, اجتناب کنیم. در ادامه با شش اشتباه آشنا می شوید که باید مراقب باشید در آغاز ارتباط در دام آنها نیافتید. این شش مورد عبارت است از:
۱. پرسش های کافی مطرح نمی کنیم.
۲. علایم هشدار وجود مشکلات بالقوه را نادیده میگیریم.
۳. توافق های سطحی و ناپخته می کنیم.
۴ اسیر کوری شهوت می شویم.
۵ فریب جاذبه های مادی را می‌خوریم.
۶ قبل از رسیدن به تفاهم و سازگاری تعهد می‌دهیم.

انتخاب همسر

برای مشاهده تالار عروسی اینجا کلیک کنید.


۱- پرسش های کافی مصرف نمی کنیم:
بی تردید برای خرید خودرو, تلویزیون, یخچال یا حتی یک اتوی جدید به اندازه کافی از فروشنده سوال میکنید و تا زمانی که از آنچه می خواهید بخرید مطمئن شوید, آن را نخواهید خرید. با وجود این, بیشتر اشخاص در هنگام شروع ارتباط  حتی از زمانی که می‌خواهند یک جفت کفش بخرن کمتر سوال می‌کنند.
با کمتر سوال کردن فرصت شناخت طرف مقابل را که می‌تواند موجب موفقیت یا شکست رابطه شود, از دست می‌دهیم.
اینکه چرا قبل از عاشق شدن به قدر کافی نمی پرسیم, دلایل متعددی دارد. اول, تصور میکنیم این کار رمانتیک نیست. عاشق شدن را  رمانتیک می‌دانیم اما سوال کردن از معشوق را نه. از این رو, شرایطی فراهم می کنیم تا تمام رفتار هایی که اغلب در ابتدای آشنایی بروز می کند, ما را فریب دهند, مثل تعریف و تمجید از یکدیگر و غیره. دلیلش این است کتاب ها و فیلم هایی که در این زمینه می خوانیم و می بینیم, چنین چیزی می گویند, شما نباید طرف مقابل را سوال پیچ کنید, فقط او را نگاه کنید و بدانید که همان شریک روحیه شما هست.
افسانه ها درباره عشق می توانند شما را به دردسر بیاندازند شاید طرح سوالات متعدد از کسی برای شناخت بیشتر و رمانتیک به نظر نرسد کامل اما تنها راه هوشمندانه برای شناخت همسر احتمالی تان است.
شما نمی خواهید جواب ها را بدانید. ما نمی خواهیم جواب ها را بدانیم چون از آنچه می‌شنویم خوشمان نمی آید. ما نمی‌خواهیم مطلبی بد و ناخوشایند بشنویم. اگر احساس تنهایی و درماندگی کنید و بخواهید وارد ارتباطی شوید یا خواهان این باشد که ارتباط تان به هر طریقی ممکن شود, از گفتگو درباره هر مسئله ای که ممکن است رویاها و تخیلات تان را درباره فرد انتخابی تان تخریب کنند, اجتناب می کنید.
در واقع ما آنقدر درگیر یافتن دلایلی هستیم که چرا کسی را دوست داریم, که به هیچ وجه درباره این موضوع فکر نمی کنی یا در پی دلایلی نیستیم که چرا نباید کسی را دوست داشته باشیم.
شما بعد از مدتی تنهایی کسی را پیدا کردیم که آماده تعهد دادن است, یا از اینکه پیوسته از یک ارتباط به ارتباط دیگر بروید, خسته شده اید. از این رو از طرح سوالاتی که ممکن است ارتباط جدید تان را تخریب کنند ، اجتناب می‌کنید. ضرب المثلی قدیمی می گویند سعی نکن مرا با واقعیت روبه‌رو کنی و رویایم را برهم بریزی.
سومین دلیل این است که نمی خواهید طرف مقابل هم درباره شما سوالاتی کند و برای همین, شما نیز از هرگونه سوالی اجتناب می کنید.
چنین مسئله‌ای به خصوص زمانی صدق می‌کند که از خودتان یا زندگی‌تان خوشتان نیاید، از گذشته خود شرمسار باشید یا به نحوی با آن کنار نیامده باشید, از کارهایی که هم اکنون انجام می دهید احساس گناه کنید و دست آخر, خودپنداره خوبی نداشته باشید.
وقتی نسبت به ماهیت فعلی یا قبلی تان احساس خوبی نداشته باشید, ناخودآگاه برای حفاظت از خودتان از دقیق شدن در زندگی نامزدتان اجتناب می‌کنید. در واقع می گویید من به تو و زندگیت کاری ندارم, توهم به زندگی هم کاری نداشته باش, قبول؟
بدیهی است دو نفری که این گونه وارد ارتباط می شوند, رابطه‌ای ناسالم و ناکارآمد را شکل خواهند داد..
به رغم سه دلیلی که مطرح شده حقیقتی درباره عشق و همه زندگی وجود دارد, آنچه نمی دانید به شما آسیب خواهد زد. هرچه سطح اطلاعات و شناخت تان از کسی بیشتر باشد, بهتر می توانید درک کنید که آیا فرد مورد نظرتان همسر مناسبی برای شما خواهد بود یا خیر. هر چه سطح اطلاعاتتان کمتر باشد, بهتر می‌توانید درک کنید که آیا فرد مورد نظرتان همسر مناسبی برای شما خواهد بود یا خیر. هر چه سطح اطلاعات تان کمتر باشد, بیشتر احتمال دارد که دچار خشم و ناامیدی شوید و قلبتان بشکند.
حیطه های وجود دارد که باید درباره آنها به دقت از نامزدتان سوال کنید در این مورد به تفصیل صحبت شد, اما دوباره به آنها اشاره می کنیم:
پیشینه و کیفیت روابط خانوادگی
ارتباط های عشقی گذشته و دلایل ناکامی در آنها
درسهایی که از تجربه های زندگی آموخته شده
ارزشها و نظام اخلاقی
نگرش هایی درباره عشق, تعهد, گفتگو
فلسفه معنوی و دینی
اهداف شخصی و حرفه‌ای


۲ علایم هشدار وجود مشکلات بالقوه را نادیده میگیریم:
آیا تاکنون احساس حماقت کرده اید که چرا توجه کافی به آنچه نامزدتان گفت یا انجام داد که نشان می‌داد ایرادی در کار است نکردید؟ آیا خودتان را فردی مثبت گرا نمی‌بینید که در پی یافتن موارد خوب در آدم ها و موقعیت هاست؟ آیا وقتی به ارتباط های خود می نگرید کامل متوجه مواردی می شوید که هرگز به آن ها توجه نکرده بودید؟ 
اگر پرسش های بالا جواب مثبت داده اید, مرتکب اشتباه دوم شده ایم. شما در مورد نامزدتان متوجه مسائل شدید که به شما هشدار می داد مراقب باشید. اما شما به طور خودآگاه یا ناخودآگاه آنها را نادیده گرفتید, که ممکن است بنا به این دلایل باشد:
آن را کم اهمیت جلوه می دهید.
برای رفتارهای بهانه می آورید یا به نحوی کارهای را توجیه می کنید.
دلیل تراشی می کنید.
واقعیت را انکار میکنید.
جالب این است که هرچه مثبت تر و مهربان تر باشید بیشتر احتمال دارد که علایم هشدار را در روابط خود نادیده بگیرید. اگر عادت دارید در پی خوبیها و دیدن توانایی های بالقوه اشخاص باشید, ممکن است ویژگی ها یا رفتارهای آشفته کننده نامزدتان را نادیده بگیرید و بعدها متوجه شوید که می بایست توجه بیشتری به خیلی از موارد می کردید.
به احتمال زیاد این یکی از خطرناک ترین اشتباهاتی است که در زندگی عشقی خود مرتکب می شویم. ما آنچه را نمی خواهیم ببینیم نمیبینیم.
از این رو, خودمان را معرض ناامیدی, خیانت و خشم قرار می‌دهیم و می‌گوییم: وقتی با تو آشنا شدم اینطوری نبودی, اگر می دانستم چنین مشکلی داری از همان ابتدا با تو ارتباط برقرار نمی کردم. وقتی در نهایت با حقیقت روبرو می شویم, چنین حرف های میزنیم. اگر چه مواردی وجود دارد که فرد آگاهانه همسر خود را فریب می دهد, بیشتر اوقات این خود ما هستیم که خودمان را فریب می دهیم.
در هر حال, روابط یک شبه فرو نمی پاشد, بلکه در طی ماهها و سالها تخریب است که در نهایت از شدت عشق کاسته می‌شود و تنفر جای آن را میگیرد.
ممکن است ناگهان متوجه شوید که ارتباطتان تخریب شده,  اما مشکلاتی در ارتباط تان وجود داشته و به تدریج رشد یافته است. شما میتوانید وجود مشکلات بالقوه را از همان شروع ارتباط مشخص کنید و درصدد رفع آنها برای و گرنه این مشکلات به قطب های سرطانی تبدیل می‌شود که می‌تواند کل ارتباط را از بین ببرد.
در اینجا برخی از علایم هشدار و مشکلاتی احتمالی که ممکن است به همراه داشته باشد مطرح می‌شود: 
علامت هشدار: طرف مقابل شما از گفتگو درباره گذشته‌اش اجتناب می‌کند, به سوالات به طور شفاف پاسخ نمی‌دهد یا آنها را بی اهمیت جلوه می دهد.
مشکل احتمالی: ممکن است موضوعی که حتی را پنهان می‌کند و نمی‌خواهد برای رابطه تلاش کند.

علامت هشدار: جزئیات پیشینه خانوادگی اش را آشکار نمی کند, اعضای خانواده‌اش را زیاد نمی بینند یا خیلی با آنها صحبت نمی کند.
مشکل احتمالی: به راحتی نمی‌توان تصمیمی شود یا خشم و عصبانیتی پنهان شده نسبت به اعضای خانواده اش دارند کامل که به سوی شما جهت داده خواهد شد.

علامت هشدار: هنوز در تماس مکرر با نامزد یا همسر قبلی و خود است ، مداوم تلفنی با او صحبت می‌کند, تو را به او معرفی نمی‌کند.
مشکل احتمالی: قادر نخواهد بود به شما تعهد بدهد, ممکن است نزد همسر یا نامزد قبلی خود برگردد. شاید شما هرگز اولویت اول او نباشید.

با علامت های هشدار چه باید کرد؟
هدف این نیست آنقدر حساس باشید که با مشاهده کوچکترین نقص پا بفرار بگذارید. همه ما با کوله باری از مشکلات هیجانی وارد ارتباط میشویم. شما هرگز کسی را پیدا نمی کنید که عاری از علامت های هشدار باشد. سوالات مهمی که باید از خودتان بکنید این است که:
آیا این علامت هشدار به من درباره منطقی اخطار می دهد که می خواهم با آن روبرو شوم. یا به من درباره چیزی نامعقول هشدار می دهد که مایل نیستم با آن روبه‌رو شوم.
اگر تصمیم بگیرم با مشکل او روبرو شویم، آیا او نیز از وجود چنین مشکلی آگاه است و تمایل دارد برای بهبود آن تلاش کند.
زوج ها می توانند با عشق و جدیت کافی در بسیاری از موانع غلبه کنند, اما وقتی یکی از طرفین از وجود مشکل آگاه باشد و دیگری آن را انکار کنند و تمایلی برای بهبود آن از خود نشان ندهد, غیر ممکن است که ارتباط کارایی داشته باشد.

انتخاب همسر


۳. توافق های سطحی و ناپخته می‌کنیم:
سومین اشتباه, توافق های سطحی و ناپخته است. ما ارزش ها, رفتارها و عادت های مان را تغییر میدهیم تا با فردی که تازه با او آشنا شده ایم, به هماهنگی بیشتری برسیم. در واقع وقتی میخواهید کسی را بشناسید در بیشتری حیطه هایی که برای شما مهم هستند, کوتاه می آید تا خودتان را سازگار نشان دهید. وقتی متوجه می شوید باورهای  که داشته‌اید, علایق ای که برای شما مهم بودند یا دوستانی که به آنها اهمیت می دهید مورد پذیرش نامزدتان نیستند, ممکن است از اهمیت این موارد بکاهید تا این توهم را ایجاد کنید که هر دو شما به خوبی با هم سازگار هستید.
خطرات توافق ها و سازش های ناپخته این است که شما از همان شروع ارتباط خودباوری تان را از دست می دهید و حس کاذبی از هماهنگی بین شما و طرف مقابلتان ایجاد می کنید.
در هر حال, به طور معمول وقتی با کسی آشنا می شوید باورها و ارزش‌های تان را با او در میان می گذارید و سعی می کنید درباره باورها و ارزشهای او اطلاعات بیشتری کسب کنید تا تصمیم بگیرید چقدر برای یکدیگر مناسب هستید. اما وقتی با ارزش‌های خود با تعارض روبه‌رو شوید, دو انتخاب پیش رو دارید: می توان همچنان به باورها و ارزش های تان تاکید داشته باشید و خطر تنش بین خود و طرف مقابل تان را بپذیرید, یا می توانید برای حفظ آرامش از باورها و ارزش های خود صرف نظر کنید.
 
ممکن است با تن دادن به یکی از موارد زیر از باورها و ارزش های خود صرف نظر کنید:
قبل از اینکه به این نتیجه برسید چه کسی برای شما مناسب هست یا نه, رابطه ای نزدیک با او برقرار کنید.
درباره بعضی از کارهایی که در زندگیش انجام میدهد احساس می‌کنید اشتباه است, حرفی نزنید.
وقتی باورهایی درباره مسائلی بحث برانگیز مثل سقط جنین, محیط, مذهب, سیاست و غیره مطرح می شود, با ملایمت برخورد کنید تا تعارضی پیش نیاید.
به مشارکت فعالیت هایی که به طور طبیعی از آن‌ها اجتناب می‌کنید، مثل مصرف مواد مخدر یا تماشای فیلمهای غیر اخلاقی تن بدهید.
اگر نظری صددرصد مخالف با نظر طرف مقابل تان دارید کامل آن را مطرح نکنید.
رژیم غذایی خود را رها کنید و غذاهایی بخورید که به طور معمول از خوردن آنها اجتناب می کنید.
گاهی برای اینکه ارتباط کارایی داشته باشد, از علایق و فعالیت‌های شخصیت آن صرف نظر می کنید, به ویژه اگر احساس کنید آنها برای نامزدتان اهمیت ندارند یا اینکه ممکن است مانع از پیشرفت ارتباط تان در کنار یکدیگر شود و با علایق و فعالیت‌های او همراه می شوید که حتی از آنها خوشتان نمی آید. بر فرض, مطالعه کتاب را کنار می گذارید چون نامزدتان ترجیح می دهد تلویزیون تماشا کنند, به فعالیت ورزشی مورد علاقه تان نمی پردازید چون نامزدتان  نمی‌خواهد در آنها مشارکت کند، یا در کلاس ها و همایش های خودیاری گروه‌های حمایتی شرکت نمی کنید، چون نامزدتان به آنها علاقه ای ندارد یا از این فعالیت حمایت نمی‌کند.
روش بد دیگری که ممکن است در پیش بگیرید این است که دوستان و اعضای خانواده خود را از ارتباطتان جدا کنید. اگر نامزدتان هنگام معاشرت با دوستان, خانواده و کسانی که به آنها علاقه مند هستید راحت نباشد, از آنها اجتناب می کنید و برای خوشنود کردن او وقت خود را با کسانی می گذرانید که از بودن با آنها لذت نمی برید.
در هر حال دو دلیل وجود دارد که در شروع ارتباط گرفتار توافق‌های ناپخته و سطحی شوید, اول, برای خلق سازگاری, مصالحه کنید. نامزدتان در برخی از حیطه های مهم آنقدر با شما تفاوت دارد که اگر بخش هایی از خودتان را تغییر ندهید, به زودی ارتباط قطع خواهد شد. شاید از شما توقع دارد خودتان را در برخی حیطه ها تعدیل کنید. یا اگر توقعات او را عملی نکنید, مورد تمسخر قرار بگیرید یا شما را ترک کند و دوم, شما توافق می کنید چون مطمئن نیستید نامزدتان شما را دوست داشته باشد یا مورد پذیرش قرار بگیرید و بدین طریق میخواهید ارتباطتان کارآمد شود.
نامزدتان ممکن است چنین خواسته‌ای از شما نداشته باشد که هویت واقعی و باورها و علایقتان را رها کنید. اما این خود شما هستید که می ترسید فرد مناسبی برای او نباشید. از این رو سعی میکنید به طور کامل خودتان را شبیه کنید تا نشان دهید برای هم ساخته شده اید.
در همه رابطه ها خوب به مقداری سازش و مصالحه نیاز است. وقتی به کسی تعهد می دهید دیگر نمی توانید درست مثل زمانی که مجرد بودید, به زندگی خود ادامه دهید. اما وقتی برای اجتناب از اختلاف و تعارض مصالحه کنید یا خواسته های تان را نادیده بگیرید, به دلایل اشتباه دست به مصالحه زده اید.
راه حل چیست؟ با شناخت از ارزش ها, علایق و خواسته های خود وارد ارتباط شوید و ابتدا به خودتان و سپس به همسرتان تعهد بدهید.

۴ اسیر شهوت می شویم:
در کوری شهوت, شما عاشق شور و هیجان جنسی می شوید, نه عاشق وجود طرف مقابل. اشخاص را با قلبتان احساس کنید نه اینکه فقط با چشم های تان آنها را ببینید, فردی سازگار تر را به زندگی تان جذب میکنید. شما باید تلاش کنید تا زمانی که فردی را خوب نشناخته اید و در واقع وارد مرحله تعهد و ازدواج نشده اید, از هرگونه ارتباط نزدیک خودداری کنید. ارتباط جنسی امری مقدس است و فقط باید در چارچوب امر مقدس ازدواج عملی شود. در غیر این صورت چیزی جز آسیب های روحی و ندامت به همراه نخواهد داشت.
اما قبل از ازدواج باید از نظر عقلی, ذهنی و هیجانی به یکدیگر نزدیک شوید. شما باید دوبرابر زمانی که صرف تفریح و سرگرمی می کنید با هم صحبت کنید و یکدیگر را بیشتر بشناسید. باید از صمیم قلب او را دوست داشته باشید و در واقع به فکر ازدواج با کسی که با شما همخوانی ندارد نباشید و اگر کسی را پیدا کردید که با شما همخوانی دارند, لازم است به او و ارزشهای احترام بگذارید.
باید شرایط دشوار را با یکدیگر تجربه کرده باشید و دیده باشید تحت استرس چگونه واکنش نشان می دهد یا وقتی شما تحت استرس هستید چطور با شما رفتار می کند.
بهتر است از قبل درباره مسائلی همچون کنترل موالید و بیماری های مقاربتی صحبت کنید و تا حد امکان از پیشینه جنسی طرف مقابلتان مطلع شوید. هم شما و هم نامزدتان باید آزمایشهای لازم را انجام بدهید. چرا خطر کنید؟
اگر زن هستید و کسی به شما پیشنهاد ازدواج داد, از خودتان بپرسید آیا می خواهم از این مرد بچه دار شوم؟ آیا خواهان پسری درست مثل او هستم؟
و اگر مرد هستید و میخواهید به زنی پیشنهاد ازدواج بدهید, از خود بپرسید آیا می خواهم این زن مادر بچه هایم باشد آیا خواهان دختری درست مثل او هستم؟
شاید تصور کنید این کارها رمانتیک نیست و عملی کردن آنها دشوار است. اما چه لذتی دارد متوجه شوید با کسی صمیمی شده‌اید که با دیگران نیز ارتباط دارد؟ چه لذتی دارد با کسی صمیمی شوید اما همچنان احساس تنهایی و درماندگی کنید؟ چه لذتی دارد وقتی متوجه شوید بعد از صمیمیت با کسی از شدت میل و علاقه او به شما کاسته شده است؟ 
بی تردید ارتباط جنسی در چهارچوب ازدواج می تواند یکی از زیباترین تجربه های زندگی باشد. اما وقتی کورکورانه وارد آن شوید, موجب درد و رنج, تحقیر و دلشکستگی تان خواهد شد.


۵ فریب جاذبه های مادی را می خوریم:
در جامعه ای که تاکید بر موفقیت های بیرونی است، نه رشد و پیشرفت های درونی, افراد در انتخاب همسر گرفتار جاذبه های مادی می شوند. آنها تحت تاثیر پول, شیوه زندگی, ظاهر, قدرت, شغل و شهرت قرار می گیرند.
با این که همگی خیلی دوست داریم باور کنیم که ارزش های ما آنقدر مهم است که تحت تاثیر مادیات قرار نمی گیریم, به سختی می توان باور کرد که به طور کامل از تأثیر موارد فوق مصون هستیم.
وقتی همسرتان را بر مبنای مادیات انتخاب کنید نه بر مبنای عشق و تفاهم با ما درگیر ارتباطی اشتباه می شوید. مردان مجرد زیادی از این موضوع شکایت دارند که اگرچه صادق, مهربان, وفادار و در پی ارتباط متعهد آن هستند, زنان توجهی به آنها نمی کنند چون پولدار نیستند یا شغل مهمی ندارند. در واقع بیشتر زنان ترجیح می‌دهند با فردی ازدواج کنند که خودروی گران قیمت دارد و پزشک یا وکیل است, حتی اگر با آنها مثل آشغال رفتار کنند. اما اگر فردی خودروی مدل بالا نداشته باشد ولی با آنها مثل ملکه رفتار کنند, مورد توجه‌شان قرار نمی‌گیرد.
میلیون ها فرد فوق العاده منتظر هستند تا عشق خود را با شما سهیم شوند, اما ممکن است با آنچه آموخته اید تا به عنوان شوهر آرمانی مدنظر قرار گیرد دهید, همخوانی نداشته باشد. همین مسئله در مورد مردانی هم که شکایت می کنند نمیتوانند زنی باهوش و مهربان پیدا کنند, صدق می‌کند دلیلش این است که قضاوت آن ها حول محور جذابیت جسمانی زن می چرخد. اگر در انتخاب و جستجوی همسری مناسب احساس ناکامی میکنید, با کسی آشنا شوید که آنها را به طور معمول برای ازدواج مناسب خود نمی دانید. شاید شگفت زده شوید.

۶ قبل از رسیدن به تفاهم و سازگاری تعهد می‌دهیم:
بیشتر مردان و زنان عاشق میشوند و قبل از اینکه در نظر بگیرند طرف مقابل برای آنها مناسب است یا خیر, به طور جدی وارد ارتباط می شوند. چطور می توانید مرتکب چنین اشتباهی نشوید. قبل از اطمینان از اینکه طرف مقابل مناسب شما هست یا نه, نباید زیاد با نزدیک و صمیمی شوید یا فقط بعد از گذشت چند هفته از ارتباط, با اطمینان بگویید که او همان شهری که روحی‌تان است.
اگر طی هفته ها و ماه های اول متوجه شدید همان حرفهایی را میزنید و همان کارهایی را می کنید که در ارتباطهای قبلی‌تان هم وجود داشت, در همان ارتباط هایی که خیال می کردید ابدی هستند, راه را اشتباه رفته اید. شما نباید از همان اول شروع به خیال پردازی کنید یا برای بقیه زندگی تان برنامه ریزی کنید که چطور می خواهید زندگی تان را با فرد موردنظر سپری کنید.
اگر ارتباطی تازه را آغاز کرده اید و حتی یکی از موارد فوق در مورد شما صدق می کند, وحشت نکنید چون به این بدین معنا نیست که خیلی سریع پیش می‌روید یا ارتباطتان دوام نخواهد داشت. احتمال زیادی وجود دارد که به طرف مقابل تان تعهد احساسی ناپخته می دهید. قبل از اینکه او را خیلی خوب بشناسید, نیاز دارید آرام تر پیش بروید و وقت کافی صرف شناخته او کنید.
یا حتی ممکن است مستعد به ارتکاب اشتباه ششم باشید اگر شما:
بیشتر گرایش دارد متاهل باشید تا مجرد
از آشنایی با این و آن و سعی و تلاش برای شناخت خسته شده اید و می خواهید سرانجام بگیرید.
در کودکی احساس می کردید دوست داشتنی نیستید یا طرد شده اید.
وقتی با کسی ارتباط ندارید, احساس سردرگمی می کنید.
برای ازدواج زیر فشار هستید.
زن هستید و احساس می کنید ساعت زیستی تان سپری خواهد شد.
 در گروه دوستانتان تنها فردی هستید که هنوز ازدواج نکرده است.
کودک درون تان ناامیدانه از شما میخواهد احساس عشق کنند و به کسی تعلق داشته باشد.
خیلی رمانتیک هستید و به راحتی جلوه های دوست داشتنی را در دیگران می بینید.