روابط زناشویی

عاشق شدن ساده است, اما عاشق باقی ماندن به مراتب دشوارتر است. همه ما خواهان عشق پردوام هستیم.  همه ما می‌خواهیم شاد زندگی کنیم. کسی نیست که به هنگام ازدواج به همسرش بگوید: بیا دو, سه سال با هم ازدواج کنیم, بعد از هم خسته بشویم و متارکه کنیم. تو چه انتظاری داری؟ و نیز کسی نمی گویند بیا ۵ سال با هم ازدواج کنیم, خوش باشیم و بعد با هم اختلاف پیدا کنیم, از یکدیگر رنجش به دل بگیریم و از هم جدا شویم. کسی نیست که به عمد عاشق بشود و برنامه جدایی را هم طراحی کند. اما در عمل این اتفاق می‌افتد و وقتی این اتفاق افتاد, آزار می دهد.
قاعده روابط زناشویی چیست؟
در آمریکا از هر دو ازدواج یکی به طلاق می انجامد.  زوج هایی که باهم می مانند درصد قابل ملاحظه‌ای از زندگی‌کردن با یکدیگر خوشنود نیستند. 
اینها آمار خوشایندی نیست. پیامی دارند. می گویند اگر قصد ازدواج دارید بدانید که ممکن است ازدواجتان به شکست بیانجامد. البته هیچ کس حاضر نیست در کاری که امکان ۵۰% شکست وجود دارد سرمایه گذاری کند. با این حال اتفاقی است که می‌افتد.
البته هیچ تضمین قطعی وجود ندارد که ازدواجی ۱۰۰% برای همیشه دوام بیاورد اما می توانید مهر و محبت میان خود و همسرتان را حفظ کنید.
اجازه بدهید درباره ازدواج های موفق بیشتر بررسی کنیم. لحظه‌ای مکث کنید و از خود بپرسید چند زوج را می شناسم که روابط زناشویی عالی دارند و آرزو می کنم زندگی زناشویی شبیه آنها داشته باشم؟ بعید است که به شمار زیادی با این ویژگی بر بخورید. در آمریکا ۴۰ تا ۷۰ درصد زوجها از زندگی با هم راضی نیستند. آماری که اخیراً در این کشور گرفته شده نشان می‌دهد که هرچه سطح درآمد خانواده ها بالاتر می رود وخامت روابط زناشویی در آنها بیشتر است. به همین دلیل باید گفت که پول بیشتر حلال مشکلات زناشویی نیست.
بعضی‌ها در حالیکه زندگی زناشویی خود را حفظ می کنند, هرگز به ذهنشان خطور نمی کند و یا نمی توانند به مسائل شان نگاه کنند و بپذیرند که از زندگی شان ناراضی هستند. آنها تظاهر می کنند که زندگی خوبی دارند و حال آنکه از هم رنجش به دل دارند, غمگین و افسرده هستند. آن ها تظاهر می کنند که شاد هستند زیرا در غیر این صورت روبرو شدن با حقیقت برای شان به شدت دشوار است. می ترسند به مسائل خود نگاه کنند زیرا راه حلی سراغ ندارند. ظاهر را حفظ می کنند و حال آنکه در تمامی لحظات از درون می میرند. بسیاری از زوج ها در کنار هم زندگی می کنند و حال آنکه مهر عشق از میانشان رفته است.
اغلب اشخاص نمی دانند که چگونه مسایل زناشویی خود را حل و فصل کنند و به همین دلیل روش های مختلفی را برمی‌گزینند.
در راه حل نخست مشکلات نادیده گرفته می‌شود و دل به این می بندند که این مشکلات به خودی خود برطرف میشود. بعضی دیگر در مقام توجیه می گویند, رابطه زناشویی صددرصد بی عیب و نقص وجود ندارد. یکی از راه های برخورد با مسائل زناشویی این است که تقصیر را به گردن همسرمان نیندازیم.

 

روابط زناشویی


چه کسی طرز دوست داشتن را به شما آموخت؟
شاید از خواندن این عبارت خوشتان نیاید, اما واقعیتی است. این پدر و مادر شما بودند که درس مهر و عشق را به شما آموختند. بخش قابل ملاحظه‌ای از این آموزش بیش از ۶ سالگی به شما منتقل شده است و حالا شما ممکن است از تأثیر آن برخود بی خبر باشید. اگر شنیدید که پدر و مادرتان به یکدیگر دروغ می گویند, دروغ گفتن را آموختید. اگر دیدید احساسات راستین شان را پنهان میکنند, شماهم آموختید که احساسات خود را پنهان کنید. اگر دیدی که آن ها یکدیگر را مجازات می کنند شما هم مجازات کردند و دریغ نمودن مهر و محبت خود را آموختید. به عبارت دیگر مدتها پیش از این که تن به ازدواج بدهید, آموزش دیده و شرطی شده بود و متاسفانه بخش اعظم این شرطی شدند دریغ کردن مهر و محبت بود و خودداری از برقراری ارتباط موثر و مخابره احساسات.
بازآموزی درس مهر و عشق
اگر می خواهید در مقایسه با پدر و مادرتان زندگی زناشویی بهتری داشته باشید, اگر میخواهید مهر و عشق بر زندگی شما حاکم شود, باید به خود زحمت بدهید و روی آن کار کنید. به خود بگویید که باید در زمینه مهر و عشق آموزش بیشتری داشته باشید و بدانید که این تنها شما نیستید که به این آموزش احتیاج دارید. وقتی به اطراف خود نگاه می کنید, میبینید که افراد بسیاری به این بازآموزی نیاز دارند. غرور را کنار بگذارید, نیاز به صمیمیت بیشتر, قدردانی و مهر و عشق بیشتر را بپذیرید. ساده ترین راه آموختن این است که وانمود کنید در این زمینه چیزی نمی دانید. در نقش مبتدی ظاهر شوید.
غنا بخشیدن به زندگی زناشویی یک هنر و یک علم است, به ساختمان سازی, پخت و پز و یا نواختن موسیقی می ماند. به مهارت و تمرین و ممارست نیاز دارد. مانند همه علوم و همه هنر ها, سرشار کردن زندگی زناشویی به نظر اسرارآمیز می‌رسد کامل به نظر می‌رسد که درک کردنش دشوار است, مگر اینکه روی آن تمرین کنید و به احاطه لازم برسید. تنها در این شرایط است که به طبیعت دوم شما تبدیل می شود.
غنی ساختن و سرشار نمودن زندگی زناشویی موضوعی فرا گرفتی است.
 برای آموختن درس مهر و عشق بپذیرید که به آموزش بیشتری در این زمینه نیاز دارید.

روابط خوب زناشویی

برای مشاهده تالار عروسی اینجا کلیک کنید.
 

روابط سرشار:
همه ما دانسته یا ندانسته برانیم که زندگی زناشویی خود را غنای بیشتری بخشید. در پس زمینه ذهن همه اشخاص, دوست داشتن و مورد مهر و عشق واقع شدن نهفته است. در پس هر انگیزه و هر رفتار, میل مورد عشق و مهر باغ شدند, میل به قدردانی و میل به سهیم شدن مهر و محبت خود با دیگران نهفته است.
اشخاص از آن جهت در زندگی زناشویی خود موفق نمی‌شوند زیرا روانشان را نیاموختند.
اما اگر همه در تلاشند که با همسر خود صمیمی باشند, اگر همه می‌خواهند زندگی زناشویی شان سرشار باشد, چرا اینهمه ازدواج ها به شکست می انجامد؟ چرا این همه اشخاص تنها در دنیا زندگی می‌کنند؟ چرا اشخاص همچنان یکدیگر را رنج میدهند؟
صحبت کردن درباره مهر و عشق و اینکه بگوییم همه در این زمینه قصد خیر دارند کافی نیست. در اغلب موارد تقصیری متوجه اشخاص نیست, بلکه در روشی که آنها برای سرشار کردن زندگی زناشویی شان استفاده می کردند اشکالاتی وجود دارد. بسیاری از زوج ها تصمیم می گیرند که روابط زناشویی خود را بهبود بخشند اما مایوس می شوند. در بسیاری از موارد دلیل ناکامی آنها این است که از مهارت های ارتباطی موثر بی بهره, آنها نیاموخته اند. هرچه میخواهند روابط خود را مستحکم تر کنند, نا موفق تر ظاهر می گردند. هرچه برای راضی کردن دیگران خودتان را بیشتر تغییر دهید, کمتر خویش حقیقی خود را دوست دارید.
در نتیجه مناسبات زناشویی ناخوشایند بسیاری از اشخاص می خواهم خود را تغییر دهند. امید آنها این است که اگر تغییر کنند زندگی شان بهبود خواهد یافت. برای ایجاد مهر و عشق در زندگی زناشویی نیازی به تغییر دادن خود نیست, نیازی به تغییر دادن دیگران هم نیست. در واقع این تغییر خود به خود تفاق می‌افتد. هرچه بیشتر برای تغییر دادن رفتار خود تلاش کنید تا طبق میل و سلیقه دیگران قرار بگیرد, بیشتر از خویش واقعی خود دور می شوید.
اشکالی در تغییر دادن خود وجود ندارد, مگر اینکه میان شما و خویش واقعیتان فاصله بیاندازد. اگر تغییر با انگیزه عداوت در حق خود همراه باشد, مهر و عشقی تولید نمی شود. ممکن است توانمندتر شوید, ممکن است شغل بهتری پیدا کنیم, حتی ممکن است دوستان جدیدی پیدا کنید, اما خود را بیشتر دوست نخواهید داشت. ممکن است بتوانید دیگران را مجاب کنید که شایسته مهر و محبت بیشتر هستید اما در اعماق وجود خود مهر اصیل را احساس نخواهید کرد. تا زمانی که بهبود و اعتلای خویشتن از تنفر به خود انگیزه بگیرد, مهر و عشق بیشتری تولید نمی کند.