عشق نیاز اصلی

انسان با جریانی بی پایان از نیازهای جسمانی, عاطفی, ذهنی و معنوی روبروست که باید ارضا شود. برآورده نشدن هر یک از این نیازها می‌تواند تمام وجود ما را رنجور کند. نیازی هست که اگر برآورده نشدنش همه چیز را به هم می‌ریزد و تولید ناکامی می‌کنند. این نیاز همان نیاز به عشق است, عشق به دیگران و عشق به خویشتن.
یکی از علت اصلی نارضایی و ناراحتی, نبود عشق است. نیاز به عشق, نیاز است فراتر از نیازهای دیگر. بدون عشق نمی توانید به موفقیت برسید. عشق پایه و اساس امنیت خاطری است که به کمک آن می توانید زندگی موفقی بنا کنید. تا زمانی که خود را دوست نداشته باشید و با عزیزان خود در عشق سهیم نشوید,  نمی‌توانید از آن به طور کامل لذت ببرید. چیزی نیست که جای نیاز شما به عشق را پر کند. به همین دلیل است که می گوییم بزرگترین مسئله ما ناتوانی در ارضا نیاز خود به عشق است. به همین دلیل است که با انواع مشکلات دیگر روبرو می شویم.
نیاز به عشق با نیاز به دوست داشتن خود آغاز می شود. وقتی نتوانید خود را دوست بدارید, دوست داشتن شما برای دیگران دشوار می‌شود. دوست داشتن خود برای دریافت مهری که شایسته آن هستید یک ضرورت است.
نیاز به عشق در مجموعه سایر نیازها می‌چربد.

عشق نیاز اصلی

برای مشاهده تالار عروسی اینجا کلیک کنید.


هر یک از ماه با ارزش ویژه و منحصر به فردی متولد میشویم. بهتر از دیگران بودن بیمفهوم است، کسی از شما بهتر نیست. شما در عالم هستی مکان ویژه‌ای دارید و بخشی از رشد کردن کشف مکان خویشتن در عالم هستی است. برای چه اینجا هستید و آنگاه رسالت خود را انجام دهید. یافتن این نکته به شما احساسی از موفقیت و کامیابی می دهد. برای رسیدن به این مهم باید خود را آنطور که هستید بنمایانید و آن طور که هستید خود را بپذیرید و دوست بدارید.
اگر خود را دوست نمی داشتید, این مقاله را نمیخواندید بخشی از شما, آنقدر دوست دارد که بگوید من شایسته مهری بیش از این هستند و مصمم که آن را دریافت کنم. و شاید خواندن این مطلب به من کمک کنند.
به سوال های زیر توجه کنید:
سوال: چرا وقتی دیگران از شما قدردانی نمی کنند ناراحت می شوید؟
جواب: زیرا احساس می کنید شایسته قدردانی هستید.
سوال: چرا لباس آراسته می‌پوشید؟
جواب: برای این که میخواهید دیگران شما را دوست بدارند.
سوال: چرا می‌خواهید دیگران شما را دوست بدارند؟
جواب: زیرا احساس می کنید که شایسته آن هستید.
شما در اعماق وجود خود خواهان مهر, قدرشناسی و پذیرش دیگران هستید زیرا احساس می کنید که شایسته آن هستید. اما شما مانند اغلب اشخاص, مهارت احساس دوست داشتن خود را از دست داده‌اید و حال آنکه در دوران کودکی از این مهم برخوردار بودید.
وقتی خود را دوست بدارید چه اتفاقی می افتد؟
وقتی خود را دوست داشته باشید می توانید استعدادها و توانایی‌های خود را بدون احساس محدودیت بیان کنید. هرچه بیشتر خود را دوست بدارید, بیشتر ظاهر می‌شوید, اشخاص خویشتن حقیقی شما را بهتر تحسین می کنند و تحت تأثیر نقابی که بر چهره دارید واقع نمی‌شوند. هرچه دیگران بیشتر شما را تحسین کنند, بیشتر می‌توانید خودتان را دوست بدارید. این چرخه افزایش مهر و محبت و ابراز بیشتر است.
وقتی خودتان را دوست ندارید و خویش واقعیت آن را به نمایش نگذارید, جریان در جهت مخالف به حرکت در میاد که حاصل آن کاهش مهر و عشق و ابراز خویشتن است. 
با دوست داشتن خود می توانید دیگران را دوست بدارید و در مقام قدردانی بیشتر از آنها باشید. دنیا مکان متفاوتی می شود. برای هر یک از ما دنیا چنان آیینه است که بازتاب وجود ما را به نمایش می گذارد. هر یک از ما دنیا را پشت شیشه عینک هایی به رنگ متفاوت تماشا میکنیم. همه چیز بستگی به این دارد که نسبت به خود چه احساسی داریم.
برای اینکه سفر دوست داشتن خود را آغاز کنیم با ما اجازه بدهید ببینیم این دوست داشتن از کجا و چگونه آغاز شد.

نیاز به عشق


از کجا آغاز شد؟
در میان مهر و محبت بی اندازه به خویشتن متولد شدید. دوست داشتن خویشتن کیفیتی است که طبیعتاً در هر کودکی به ودیعه گذاشته شده است. آیا تا اکنون کودکی را دیده‌اید که مهر و توجه را دوست نداشته باشد؟ آیا کودکی را دیده‌اید که وقتی مورد توجه قرار نگرفت گریه و شیون نکند؟ 
در کودکی همگی خود رو دوست داریم, و پذیرای خود بودیم تنها در زمان بلوغ و بزرگ شدن است که می‌ترسیم به این موضوع اعتراف کنیم. به این نتیجه رسیده ایم که دوست داشتن خود می تواند بسیار خطرناک باشد به همین دلیل سعی می‌کنیم عشق به خود را در حضور دیگران ابراز نکنید.
اگر نتوانید خود را دوست بدارید توانایی مورد مهر و محبت واقع شدن از سوی دیگران را از دست می‌دهید.